وبسایت شخصی علی منجزی

دست نوشته یا دل نوشته های یک برنامه نویس

About Me
[Followers4] | [Following2]
Welcome to the hut of my writings with Ali Monjzi
Amar
Today Date: سه شنبه 2 بهمن 1397
IP:54.226.58.177
Browser:ناشناس
Windows:ناشناس
IpToday:30
IpYesterday:59
GoogleDay:0
GoogleYesterday:0
Designed by : Black Theme

به نام یزدان پاک

نمیدونم چه مرگم شده چند وقتی هست که حس میکنم جای مغز یه تیکه سنگ توی سرمه و با حرکت دادن گردنم اونم به حرکت درمیاد و قِل میخوره و این منو بیشتر روانی میکنه.

من از این حس متنفرم چون این حس داره بهم میگه من یه آدم بیهوده شدم که نمیخوام از مغزم استفاده کنم حتی زمانی که نیازه,درست مثل هالک توی فیلم قهرمانان گردهم می آیند2 که موقع جنگ با دشمناشون هرکاری میکرد تبدیل به اون غول سبز بشه نمی شد انگار بدنش باش قهر کرده بود,شاید مغز منم باهاهم قهر کرده نمیخواد هیچی چیزی رو حس کنه چه برسه به درک کردن نمی دونم چجور باید دل مغزمو به دست بیارم(خودمم میدونم خنده داره ولی حقیقته)....

الانم که دارم این جملات رو مینویسم شقیقه هام محکم شدن و دارن درد زیادی رو وارد مغزم میکنن ولی خب من تحمل میکنم شایداین مغزمنو بخشیدم خودمم میدونم به حرفش خیلی جاها گوش ندادم وضربه ی محکمی خوردم و احتملا بخاطر این باهام قهره کرده بخاطر آخرین اتفاقی که افتاده...

بگذریم با کامنت هاتون خوشحالم کنید مرسی که مطالب منو دنبال میکنید باتشکر علی منجزی

Tags  : سر دردسردردعلیمنجزیبلاگوبسایت شخضی علی منجزیشقیقهدردهالکدشمن
16/12/2018 | 5:17 AM | ادمین  |  |
قبلی 1 2 3 4 بعدی